اسماعيل ناظم

39

طب و طبيعت ( فارسى )

وظيفهء طبيب در چنين مواقعى اين است كه اولا مسير طبيعى دفع مواد فضولات مغز را كه بينى است ، آماده كند تا مواد از راه غير طبيعى به اعضاء ديگر نريزد ؛ دوم اينكه ، اعضاء ضعيف - مثل مفاصل - را نيرو بخشد تا قبول ماده نكند و دچار مشكل نگردند ؛ سوم اينكه ، پس از دفع كامل فضولات از سر ، مغز را تقويت كرده و سبب اصلى ريزش مواد را از بين ببرد . امّا در پزشكى جديد با اين مسأله به گونه ديگرى برخورد مىشود . در پزشكى جديد ، در صورتى كه اسهال درازمدت يا ورم مفاصل ايجاد شود بدون اينكه به دنبال سبب بگردند ؛ داروهايى از خانواده « كرتون » سيستم ايمنى را سركوب مىكنند . در واقع مشتقات « كرتون » همچون پتكى است بر سر سيستم ايمنى ؛ با اين كار ، بيمار موقتا آسوده مىشود امّا چند مسأله به وجود مىآيد كه مهم‌ترين مسأله اين است كه كبد به شدت ضعيف مىشود و سيستم ايمنى سركوب شده ، در وقت حاجت و حملهء بيمارى ديگر ، توانى ندارد تا از بدن دفاع كند . سرازير شدن نيروهاى طبيعت را به آن محل « اتجاه طبيعت » ( روىكرد طبيعت ) مىگويند در اين بين كه نيروها همه به محلى گسيل داده شده‌اند ، بعضى از مناطق ممكن است دچار خلل شود كه به اين حالت « انصراف طبيعت » مىگويند يعنى طبيعت مشغول كار ديگرى است . وقتى اتجاه طبيعت ايجاد شد ، طبيب بايد آن را منحرف سازد . يعنى وقتى نيروهاى دفاعى به منطقه‌اى حمله‌ور شدند طبيب بايد با ايجاد يك مسأله ساختگى طبيعت را متوجه نقطهء ديگرى سازد تا منطقه از حمله مصون بماند . در بيمارى « لوپوس » حملهء سيستم دفاعى بدن به طرف كليه‌ها ، موجب از بين رفتن جداره‌ها و خونريزى همراه با ادرار مىشود . در اينجا طبيب بايد با ايجاد يك موضوع ساختگى طبيعت را از كليه‌ها منصرف كند تا كليه‌ها از آسيب آن ، در امان بمانند . حكماى قديم در چنين مواردى امر به فصد و حجامت در مناطق ديگرى از بدن مىكردند و اين به